نوشته‌ها

انواع حسابهای معاملاتی

انواع حساب های معاملاتی

حسابهای معاملاتی

در این مقاله به توضیح انواع حسابهای معاملاتی و انتخاب آنها، تعاریف مارکت میکر یا بازار ساز در مقابل حساب های مستقیم یا اس تی پی STP میپردازیم. اهمیت این مقاله برای افرادی که میخواهند افتتاح حساب در یک بروکر یا کارگزار داشته باشند بسیار مهم هست:

Fix Spread یا اسپرد فیکس

اولین نوع حسابهای معاملاتی حساب نوع اسپرد ثابت یا fix spread هستش، که در آن معمولا از دو پیپ در EURUSD اسپرد شروع میشود و در نوسانات بازار حرکت های شدید اسپرد تغییر نمیکند و اسپرد بصورت چهاررقمی به افراد نمایش داده میشود. بروکر در حسابهای فیکس اسپرد را به مشتری ارائه میدهد و آن را در برابر نوسان های شدید گارانتی میکند. که با همان مقدار ثابت ارائه بشه و در هنگامی هم که می خواد به order ها یعنی چه از نوع pending باشد چه به صورت حدهای سود یا زیان باشد، بطور دقیق در باب همون نسبت به همون حالت اسپرد ثابت عمل میکند.

Floating Spread یا اسپرد شناور

نوع بعدی حسابهای معاملاتی اسپرد شناور یا فلوتینگ اسپرد هست که نسبت به حالت فیکس اسپرد شروع اسپرد از عدد پایین تری هست، که بعنوان مثال برای EURUSD از یک و نیم پیپ شروع میشود، ولی در زمانی که بازار نوسان دارد یا حرکت شدید دارد، افزایش اسپرد را خواهیم داشت، تا یک حد معینی که معمولا برای EURUSD تا حدود سه تا چهار پیپ هستش.

به این افزایش اسپرد در نوسان ها یا اخبارها یا سایر موارد، wide شدن میگویند یا باز شدن اسپرد میگویند، که در حالتهای پر نوسان باز میشود. معمولا این حساب ها به صورت پنج رقمی به مشتری ها ارائه میشود و در پلت فرم ها یا سکوهای معاملاتی آن را میتوانید ببینید وقتی که به سمت stopp loss ، take profit یا حدود سود و زیان یا اوردرهای در حال انتظار یا pending order حرکت میکند، با همان افزایش اسپردی که دارد اوردرهای ما را ثبت یا میبندد

Spread Through Processing STP یا حساب مستقیم

نوع دیگر حسابهای معاملاتی حسابهای مستقیم هست که چند مدل دارد. حساب مستقیم در بازار یا Spread Through Processing که بهش اس تی پی STP میگویند. حساب شبکه ارتباطات الکترونیکی که الکترونیک کانکشن نتورک یا حسابهای ECN به آن میگویند و حسابهای بدون میز معاملات که بهش None Dealing Desk یا NDD میگویند.

همه ی اینها در خانواده ی حساب های STP بیشتر لحاظ میشود و بروکر ادعا میکند که معاملات را مستقیم به بازار منتقل میکند و دخل و تصرفی در آن ندارد اگر شخص بردی را داشته باشد، مستقیم از بازار است و اگر باختی داشته باشد، مستقیم از بازار است و اتصال هم به شبکه بهینه بانکی هستش با بهترین خریدارها و فروشندگان و سرعت این نوع معاملات بالاتر است و آنها هم به صورت پنج رقمی ارائه میشوند به مشتریان و این ادعایی هست که بروکر در مورد این نوع حسابها دارد و این حساب ها معمولا ترکیبی هستند یعنی اینکه در بعضی بروکرها فقط اسپرد گرفته میشود و در بعضی اسپرد و کمیسیون گرفته میشود و بعضی از اکانت ها که به اکانت های بدون اسپرد معروف هستند فقط Commission گرفته میشود .

اگر به سایت بروکرهای بزرگ مثل فارکس دات کام یا اف ایکس سی ام و یا حتی فیبوگروپ و آلپاری سری بزنیم میبینیم که انواع حسابها رو دارند. Fixed، Float، Pending و STP هستش، که minimum spread برای حساب فیکس از دو شروع میشود. در فلوتینگ از هشت دهم شروع میشود، در NDD و STP از صفر شروع میکند و یک کامیشنی را هم شارژ میکند، که سه هزارم درصد در اون مبلغ منتقل شده هستش.

(لازم به ذکر هست که فارکس سنتر هیچ بروکری را معرفی یا تضمین نمیکند! )

معایب حسابهای مستقیم

این نوع حسابها بیشتر بدرد موسسات مالی میخورد و با سرمایه های بیشتر ٬ چرا که وقتی فرد در این حساب ها میخواهد اقدام به معامله کند با افزایش شدید اسپرد همراه هستش، این حساب ها برخلاف حساب های فلوتینگ که تا یه حدی اسپرد واید میشود به اعداد خیلی زیادی میتواند واید یا باز بشه.

بعنوان مثال در EUR/USD یا یورو به دلار تا بیست و نه پیپ، در مواقع پرنوسان و یا در طلا که معمولا اسپرد اون پنج تا هفت پیپ هست در بروکرها به ۱۲۰ پیپ، ۱۳۰ پیپ و یا حتی ۱۵۰ پیپ، باز میشود و میتواند اسپرد خیلی زیادی را برای مشتری در برداشته باشد و کاهش لوریج بسیار بالا هست، یعنی اینکه در مواقع خبر یا زمانی که بازار نوسانات شدیدی دارد، لوریج یا اهرم به شدت تغییر ایجاد میکند، حتی تا یک به پنجاه هم کم میشود. بروکرها معمولا از یک به صد تا یک به دویست را به مشتریان بهشون ارائه میدهند، ولی در مواقع خبری بشدت نوسان پیدا میکند.

بعنوان مثال همونجوری که ذکر کردیم در حسابهای ECN، لوریجی که به مشتری داده میشود متغییر هست و می تواند به اعداد خیلی پایینی موقع خبر واید شود و این میتواند برای حسابها فوق العاده خطرناک باشد، پس باید در انتخاب حسابمان دقت بیشتری را داشته باشیم و بیشترین جایی که افراد یا مشتری ها سر آن میتوانند با خط روبرو شوند.

در موقعی که معاملات درحال انتظار یا Pending Order دارند ،یا زمانی که Pending Order گذاشتند یا انواع معاملات پندینگ را قرار دادند ممکن هست که با افزایش اسپرد با اختلاف خیلی زیادی اوردرها ثبت بشود. یا در موقع هایی که به همون صورت Stop Loss و Take Profit هست که بصورت دستی میخواهد بسته شود، این افزایش اسپرد و کاهش Leverage باعث میشود که ضررهای زیادی را برای فرد بوجود بیاورد.

نکته شرعی که توسط مراجع تقلید استعلام شده: معاملاتی که به بازار وصل نباشد و عملا معاملات بطور واقعی اتفاق نیفتد ٬ مجازی بوده و حرام است

تکنیکال بهتر است یا فاندامنتال

تکنیکال بهتر است یا فاندامنتال؟

تکنیکال بهتر است یا فاندامنتال ؟

برای بررسی و تحلیل سهام و اوراق بهادار، تحلیل‌گران و معامله‌گران از دو روش تحلیلی تکنیکال و بنیادی یا فاندامنتال استفاده می‌کنند و نظرات مختلفی در این‌باره وجود دارد. کدامیک را برای تحلیل سهام و بازار انتخاب کنیم؟ آیا شما به خواندن نمودارها و مشاهده روندها اعتقاد دارید؟ اگر پاسخ مثبت است پس شما به تحلیل تکنیکال خوش‌بین هستید. شاید هم از طرفداران سرسخت تحلیل بنیادی و سرمایه‌گذاری بلندمدت هستید و معتقدید سرمایه‌گذاری در بورس فقط باید براساس تحلیل بنیادی (فاندامنتال) صورت بگیرد.

در حالیکه شما یا افراد دیگری ترجیح می‌دهند رویدادها، اخبار اقتصادی و صنایع را مطالعه کنند و تلاش‌شان را روی مطالعه صورت‌های مالی معطوف سازند، افراد دیگری وجود دارند که روی تحرکات قیمت‌ها تمرکز می‌نمایند، سایر فاکتورهای بنیادی سهم را نادیده می‌گیرند و انرژی‌شان را روی بهبود مهارت‌شان در تحلیل تکنیکال صرف می‌کنند. چه طرفدار تحلیل بنیادی هستید چه تکنیکال، پیشنهاد می‌کنیم این مطلب فارکس سنتر را برای مقایسه تحلیل بنیادی و تکنیکال مطالعه کنید.

گرچه این دو تحلیل از زاویه‌ای کاملا متفاوت به بازار می‌نگرند، هر دو یک نتیجه را جستجو می‌کنند و آنهم کسب سود از بازار است و شکی وجود ندارد که برخی از افراد، هم از تحلیل تکنیکال و هم بنیادی برای بررسی سهام استفاده می‌کنند. باهم در ادامه به جزییات بیشتری از تحلیل بنیادی و تکنیکال می‌پردازیم.

تحلیل بنیادی چیست؟

تحلیلگر بنیادی با استفاده از این روش تحلیلی تلاش دارد تا دلیل تحرکات قیمت را از میان داده‌های مالی و اخبار شرکت‌ها تشخیص دهد و از آن برای یافتن سرمایه‌گذاری مناسب بهره ببرد. در مقایسه با مطالعه تکنیکال سهم، تحلیل بنیادی دارای شاخص‌های انتخاب بسیاری است و تحلیلگر برای انجام تحلیل بنیادی روی اخبار منتشر شده صنعت مرتبط، اخبار و سیاست‌های کلی اقتصادی، قوانین جدید و صورت‌های مالی و اطلاعات دیگر کار می‌کند.

هدف تحلیل بنیادی برقرار ساختن رابطه علت و معلول بین حرکات قیمت و اخبار اقتصادی است در حالیکه در تحلیل تکنیکال، قیمت است که حرف اول و آخر را می‌زند.

تحلیل بنیادی در جستجوی عدم تعادل بین قیمت فعلی سهم و ارزش ذاتی آن است که یک موقعیت با پتانسیل سودآوری به شمار می‌رود. اگر تحلیلگر با تحلیل بنیادی انجام شده به این نتیجه برسد که قیمت فعلی سهم از ارزش ذاتی آن کمتر است، با شرایطی آنرا برای سرمایه‌گذاری مناسب ارزیابی می‌کند.

همیشه تحلیلگران بنیادی نسبت به تغییرات قیمت با شک و تردید می‌نگرند و به دنبال چرایی تغییر قیمت در میان اطلاعات و داده‌های مالی هستند. در حالیکه این نوع از تحلیل، طی سالیان متمادی به عنوان یک تحلیل قابل اتکا ثابت شده است، تعدادی معایب نیز دارد که با در نظر گرفتن آن، از خوش‌بینی بیش از حد به این نوع تحلیل جلوگیری می‌گردد. این روش تحلیلی براساس خرید و نگهداری و سرمایه‌گذاری ارزشی است و بسیاری از تکنیک‌های ارزیابی‌ به صنعت و شرکت وابسته است.

در تحلیل بنیادی، مطمئن شوید که تحلیل‌های زیر را انجام می‌دهید:

– تحلیل اقتصاد
– تحلیل صنعت
– تحلیل شرکت

۲ قانون طلائی تحلیل بنیادی:

۱ – در طولانی‌مدت، قیمت سهام خود را اصلاح می‌کند.
۲ – شما می‌توانید سهمی که قیمت بازار آن از ارزش ذاتی پایین‌تر است خریداری کنید و منتظر بمانید تا بازار به این اشتباه قیمت‌گذاری پی ببرد (قیمت بازار سهم به ارزش ذاتی برسد)

۸ مورد از ارزیابی‌ها در تحلیل بنیادی

این‌ ۸ مورد فقط تعدادی از مواردیست که برای محاسبه ارزش ذاتی یک شرکت و تحلیل بنیادی بکار می‌رود.

۱ – درآمدها

میزان درآمدی که یک شرکت پس از کسر هزینه‌ها بدست می‌آورد، در درجه نخست و مهم‌ترین نتیجه‌ای است که همه موارد دیگر از این طریق جریان می‌یابد. درآمدها برای سرمایه‌گذاران به دلیل اینکه یک معیار ارزیابی برای سود سهام، پتانسیل رشد و سودآوری آینده ارائه می‌دهد مهم است.

۲ – درآمد به ازای هرسهم (EPS)

درآمد خالص یک قسمت از قضیه است و باید درآمد هرسهم را مشخص کرد تا بتوان برای مقایسه سهام تعدادی از شرکت‌ها یک معیار داشت و به همین دلیل است که در تحلیل بنیادی به EPS شرکت‌ها نیز توجه می‌شود.

۳ – نسبت P/E

در حالیکه که نباید به نسبت P/E به عنوان تنها معیار ارزش‌گذاری شرکت‌ها نگاه کرد، بازهم می‌توان با نگاه به تاریخچه P/E و سهم یک دید خوب نسبت به سهم بدست آورد. نسبت P/E با تقسیم قیمت بر درآمد (EPS) بدست می‌آید.

۴ – نسبت PEG

 آیا یک سهم با نسبت P/E بالا، همیشه بیش از ارزش قیمت‌گذاری شده است؟ لزوما اینگونه نیست زیرا نسبت P/E رشد درآمد را در خود جای نداده است و اینجاست که نسبت PEG وارد می‌شود، این نسبت با تقسیم نسبت P/E به رشد (G) به دست مى آید. نسبت PEG را براى ارزش گذارى سهام شرکت‌هاى کوچک و نیمه بزرگ که سود تقسیمى ندارند می‌توان بکار برد.

پایین بودن این نسبت می‌تواند نشانه‌ای از این باشد که شرکت زیر ارزش ذاتی می‌باشد و بالا بودن آن نشانه‌ای از بالاتر بودن نسبت به ارزش ذاتی می‌باشد.

۵ – بازدهی سود نقدی (Dividend Yield)

سرمایه‌گذاران عاشق سود نقدی هستند و این موضوعی تعجب آور نیست. بازدهی ناشی از سود نقدی (Dividend Yield) نشان می‌دهد که یک شرکت نسبت به قیمت سهام خود چقدر سود نقدی پرداخت کرده است و با فرمول زیر بدست می‌آید:

تحلیل تکنیکال, تحلیل بنیادی, سود نقدی,

۶ – نسبت بدهی / حقوق صاحبان سهام (D/E یا Debt/Equity)

بطور کلی، سرمایه‌گذاران ارزشی به شرکت‌هایی که بدهی‌ بالایی دارند روی خوش نشان نمی‌دهند. به جای این، آنها رشد درآمدی را ترجیح می‌دهند که با حقوق صاحبان سهام بدست آمده است به جای اینکه از طریق وام و سرمایه‌ی قرضی شکل گرفته باشد. نسبت بدهی / حقوق صاحبان سهام، نشان می‌دهد که شرکت چه مقداری از حقوق صاحبان سهام و بدهی‌ را برای تامین مالی استفاده می‌کند. در این مورد، هرچه نسبت D/E بالاتر باشد، نشان‌دهنده وجود بدهی بیشتر در شرکت است.

۷ – ارزش دفتری

ارزش هر دارایی را آن گونه که در ترازنامه شرکت آمده است،‌ ارزش دفتری می‌نامند. ارزش دفتری هر شرکت، نشان‌دهنده این است که اگر شرکت بخواهد همین‌الان تعطیل شود، ارزش دارایی‌هایی که از خود برجای خواهد گذاشت چقدر خواهد بود. ارزش دفتری به این شکل حساب می‌شود که تمام بدهی‌ها را از تمام دارایی‌ها کسر می‌کنند و آن چه به دست آمده را بر تعداد سهامی که شرکت منتشر کرده و در دست مردم است، تقسیم می‌کنند.

۸ –  بازدهی حقوق صاحبان سهام (ROE)

نشان‌دهنده میزان سودی است که یک شرکت نسبت به ارزش دفتری خود می‌سازد. نسبت (ROE) از تقسیم درآمد سالانه بعد از کسر مالیات و سود توزیعی به سهامداران ممتاز بر حقوق صاحبان سهام به دست می‌آید. به عبارت دیگر این شاخص، کارایی یک شرکت و توانایی آن را در کسب سود از محل منابع سهامداران نشان می‌دهد.

اینفوگرافی تکنیکال یا فاندامنتال

اینفوگرافی تکنیکال یا فاندامنتال